ربا یکی از منکرات بزرگ و وجوب نهی از آن

ربا یکی از منکرات بزرگ و وجوب نهی از آن
در قرآن آیات زیادی به عناوین مختلف ربا را تحریم و به شدت از آن نهی کرده است. در آیهای چنین آمده است: «الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ كَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا»[25]
رباخواران مانند دیوانهها هستند. قیام و حرکت آن ها مانند آدم دیوانه و مبتلا به صرع است، وقتی میخواهد، قیام بکند، مثل آدم دیوانه قیام میکند. این بدان جهت است که آنان گفتند: داد و ستد مثل «ربا» ست، در حالی که خداوند، داد و ستد را حلال و ربا را حرام کرده است.
در تفسیر این آیه مفسران معمولا میفرمایند: آدم رباخوار در قیامت به گونهای است که نمیتواند برای حساب و کتاب و مراسم قیامت از جایش حرکت کند. در حدیثی پیغمبر اکرم (ص) فرمودند: آن گاه که به معراج رفتم، افرادی را دیدم که هر چه میخواهند از زمین برخیزند نمیتوانند از جهت بزرگی شکمهایشان. آن قدر شکم و جثهشان سنگین است که نمیتوانند از جا حرکت کنند، از جبرئیل پرسیدم این ها چه کسانی اند؟ فرمود: اینها رباخواراند،اینان صبح و ظهر بر آتش جهنم عرضه میشوند. و منتظر حساب اند تا که رسماً وارد دوزخ شوند.[26] اما استاد علامة طباطبایی رضوان الله علیه زیر تفسیر آیة مذکور سخن نغزی دارد که خلاصهاش این است:[27] آیه مخصوص قیامت نیست. بلکه در دنیا هم همین گونه است. انسانهایی که در دنیا زندگی میکنند برای تأمین خوراک، لباس و مسکن خود نیاز دارند فعالیت و کار و کوشش نمایند. آدم بیکار نمیتواند یک زندگی مناسبی داشته باشد.
کار کردن جزء منطق اسلام است مگر نسبت به از کار افتادهگان که نمیتوانند کار کنند، بعضی از مردم که قدرت بیشتری برای کار دارند درآمد بیشتری هم پیدا میکنند، چنین کسان این درآمد اضافه را به طور طبیعی باید صرف انسان های از کار افتادهای کنند که قدرت کار ندارند و نمی توانند روزی خود را تأمین کند. اگر انصاف داشته باشد و انسان عاقلی باشد، باید به آن افرادی که مستضعفند قدرت ندارند، کمک بکند، مثل این که کسی بیمار است و قدرت معالجه ندارد، کسی که بیشتر از نیازش درآمد دارد باید به فکر این هم باشد به طور رایگان یا قرض به او بدهد تا بیماری اش را درمان کند. یا مثلاً کسی دخترش را میخواهد شوهر بدهد یا پسرش نمیتواند ازدواج کند، یا افرادی هستند که میخواهند کسب بکنند ولی قدرت مالی ندارند. و مالی در اختیار ندارند، اگر مقداری پول به او بدهند یا جنس در اختیارش بگذارند میتواند یک زندگی را اداره کند. عاطفه انسانی و جریان طبیعی می گوید آن که بیشتر از نیاز خودش دارد به این کارها برسد چون آنها هم انسانند و نیاز دارند. فطرت انسان نیز همین را میگوید که تو این پول را داری، این پول را در راه کسب بیانداز. مزرعهای را آباد کن یا موسسهای یا کارخانهای یا کارگاهی درست کن. وقتی سرمایهات را در این راه صرف کنی علاوه بر این که خودت درآمد مشروعی پیدا خواهی کرد، عده ای را نیز به کار گرفته و به نان رسانده ای. و در کار تولیدی به جامعه خدمت کرده ای . اسلام این ها را خیلی می پسندد و به آن توصیه میکند . حتی این کارها را عبادت میداند.
اما اگر کسی بگوید من کار نمیکنم. میخواهم از راه ربا دادن سود ببرم. این خلاف فطرت و طبیعت است. میگوید نه صدقه به کسی می دهم و نه قرض الحسنه! فقرا ندارند بروند بمیرند، آن فقیر نمیتواند دختر شوهر بدهد ندهد. اگر بیمار است میخواهد بماند یا بمیرد. میگوید من آنچه میفهمم این نزول و این سود پول و این رباست. و من پولم را باید در راهی بیاندازم که زحمت آن کم باشد و به آسانی درآمد پیدا کنم. چه بهتر از این که پول را راحت میگذارم در یک جایی و ماهیانه میروم سودش را میگیرم و نوش جان میکنم هر چه هم میخواهد بشود، بشود! یا اصلا آدمی است که ربا را اصل میداند میگوید ربا از همه چیز راحت تر است. میگوید من تعجب میکنم از آدمهایی که میروند پولشان را به کار میاندازند و این درد سرها، این چه کاری است؟ این روش خلاف فطرت و اقتصاد سالم است. چنین فردی عاطفه انسانی ندارد و اصلا نمیفهمد و درک نمیکند، او عاشق پول است. علامه طباطبایی این آیه را اینگونه معنا میکند. و میفرماید: در آیه که آمده است اینگونه افراد که ربا میخورند، اینها قیام نمیکنند، این قیام مراد قیام به معنی ایستادن نیست. بلکه قیام به امر معیشت است . اینها قیامشان به امر معیشت مانند آن آدم دیوانه است. واقعا هم اینجوری است. حالا خودش نمیفهمد. ولی گاهی آدم میبیند که افراد رباخوار و افراد رباگیر را حقاً دیوانه هستند. کسی که این قدر بی عاطفه و بی توجه باشد حقاً دیوانه است . این قیامش به امر معیشت مانند دیوانگان است. اگر عاقل بود که وضع اقتصاد مردم را اینگونه خراب نمیکرد!.
« ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا » میگوید: اینها به حدی رسیدند که میگویند خرید و فروش هم مانند ربااست. در حالی که باید بگویند ربا مانند خرید و فروش است. اصل را در ربا میگیرند. و میگویند که ربا یک چیز خیلی خوب و راحتی است بهترین راه کسب و درآمد است. در حالی که خدا بیع را حلال کرده اما ربا را حرام کرده است. برای مفاسدی که ربا دارد. در کلمات بعضی از علمای بزرگ است: تنها کسانی در دوزخ مخلد میشوند که کافر یا مشرک باشند و موحدین همه از دوزخ نجات پیدا می کنند. اما خداوند متعال در این آیه میگوید کسانی که رباخواری کنند و سرمایهشان را در این راه بیاندازند اینها خالد در دوزخ اند و همیشه باید در جهنم بمانند. شاید که ما هیچ گناهی را در قرآن نداشته باشیم که خداوند درباره آن فرموده باشد: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» [28] اگر دست برنمی دارید آماده جنگ با خدا باشید. اینکه میبینید وضع اقتصاد دنیا به این صورت درآمده است که چند کشور اعلامیه صادر کرده بودند که بزرگترین بدبختی کشورهای جهان سوم صندوقهای بین المللی پول و بانکهای بین المللی هستند. حقا هم چنین است. آنها کشور ها را به بدبختی کشیدند، شب و روز کشورها باید کار کنند تا سودی را که آن بانکها میگیرند بتوانند بپردازند. بعضی کشورها آن چنان غرق شدند که نمیتوانند خودشان را نجات دهند. آن قدر بدهی دارند که درآمد سالیانه و سودی که دارند همین مقداری است که باید به آنها بدهند، این دسته از کشورها تا آخر باید در بدبختی بمانند. وقتی که قول خدا را عمل نکردند قول پیغمبر را قبول نکردند و هر جور دلشان میخواست رفتار کردند. نتیجه اش همین است. اینکه وضع کشورها اینجور شده و مردم کمتر حاضرند سرمایهگذاری در کارهای تولیدی بکنند، به دلیل وجود ربا و رواج آن است و اگر چنین نبود همان سرمایه جزئی که داشت همان را به کسب میزد و این مشکلات پیدا نمیشد.
اقسام ربا
از آنچه پیش از این گفتیم معلوم شد که ربا یکی از کسبهای حرام و از محرمات الهی است که همه ادیان آسمانی آن را حرام دانسته اند، و در آیین اسلام نسبت به حرمت و ترک آن تأکید فراوانی شده است.
ربا از نظر کلی به دو صورت است: 1 – ربای در معاملات. 2 – ربای در قرض .
ربای در معامله این است که شخصی جنسی را بفروشد به چیزی از همان جنس و مقدار بیشتری را در عوض بگیرد، مثلاً یک کیلو برنج را به یک کیلو و نیم بفروشد، و همین طور است اگر حبوبات، و اجناس دیگر را به مقدار بیشتری از همان جنس معامله کند. یا این که شیر را با پنیر یا کره معاوضه کند و بیشتر یا کمتر بگیرد یا گندم خوب را با گندم نا مرغوب معامله کند و بیشتر بگیرد، این ها از موارد ربای در معامله و حرام است، اما اگر به همان اندازه باشد نه زیادتر، ربا نیست و اشکالی ندارد.، و نیز اگر جنس آنها با یکدیگر متفاوت باشد مثل این که یک کیلو گندم را بدهد و مقداری خرما بگیرد، اشکالی ندارد. ربا در چیزی که هم جنس با چیز دیگراست در صورتی حرام است که آن اجناس را با وزن یا کیل و پیمانه معامله می کنند، و گرنه مانعی ندارد، مثل این که یک فرش 6 متری را با یک فرش 3متری معامله کنند، که این قبیل موارد اشکالی ندارد.
ربا در قرض یعنی این که مبلغی را به کسی می دهد به عنوان قرض و با او شرط می کند که مبلغ بیشتری را به او بر گرداند، مثل این که صد هزار تومان به کسی قرض می دهد به شرط این که یک ماه دیگر صد وبیست هزار تومان به او برگرداند. این کار نیز ربا و حرام است.
با این که حرمت ربا یک امر قطعی است و در آیین یهود و مسیحیت نیز آمده است، متاسفانه مسلمانان و پیروان دیگر ادیان به این بلای خانمانسوز گرفتار شده اند ومشکلات فراوانی را برای آنان به وجود آورده است.
رسول گرامی اسلام فرمود: «شَرُّ الْمَكَاسِبِ كَسْبُ الرِّبَا.» [29]
بدترین کسب ها کسب از راه ربا است. این تعبیر خیلی از حرمت بالاتر است، یعنی بدترین چیزی که برای دنیا و آخرت و اقتصاد مردم وجود دارد، ربا است بلایی که دنیای امروز به آن مبتلا شده است! از راه ربا ثروتمند ها ثروتمند تر میشوند و فقیران فقیر تر.
در روایت دیگری آن حضرت می فرماید:
«مَنْ أَكَلَ الرِّبَا مَلَأَ اللَّهُ بَطْنَهُ مِنْ نَارِ جَهَنَّمَ بِقَدْرِ مَا أَكَلَ وَ إِنِ اكْتَسَبَ مِنْهُ مَالًا لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ شَيْئاً مِنْ عَمَلِهِ وَ لَمْ يَزَلْ فِي لَعْنَةِ اللَّهِ وَ الْمَلَائِكَةِ مَا كَانَ عِنْدَهُ قِيرَاطٌ.» [30]
هر کس ربا بخورد خداوند شکم او را از آتش جهنم پر می کند و اگر از راه ربا مالی را به دست آورد، هیچ عملی از او قبول نمی شود، و همواره در لعنت خدا و فرشتگان او است تا وقتی که یک قیراط نزد او باقی است.
کسانی که کارشان ربا است در قیامت وضع بدی دارند. ربا خوار شکمش پر از آتش است ولی در این دنیا آن آتش ظاهر نیست، همین که سرش را بر زمین گذاشت و از دنیا رفت آن وقت می بیند که در محیطی از آتش گرفتار شده است.ربا خوار اگر کار خیری هم انجام دهد و مالش را در راه خیر مصرف کند، مثل این که با این مال حج برود یا خمس و زکات بدهد، مورد قبول درگاه الهی نیست! و پیوسته از درگاه الهی مطرود است.
در روایت دیگری امام علی (ع) می فرماید:
«لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ص الرِّبَا وَ آكِلَهُ وَ بَائِعَهُ وَ مُشْتَرِيَهُ وَ كَاتِبَهُ وَ شَاهِدَيْهِ». [31]
رسول خدا لعنت کرد خود ربا را و نیز کسی را که ربا می خورد و فروشنده و مشتری و نویسنده و دو شاهد آن را.
از این قبیل روایات زیاد داریم در آن آیه ای که پیش از این یاد آور شدیم، این کار به عنوان جنگ با خدا مطرح است. باید مراقب باشیم آلوده به ربا نشویم و از معاملات ربوی و خرید و فروش به صورت ربا بر حذر باشیم.
چنان که ملاحظه فرمودید رباخواری و ربادهی، و به طور کلی معاملات ربوی یکی از محرمات قطعی اسلام و یکی از بزرگترین منکرات و یکی از خطرناکترین آفتهای اقتصادی است که همه مسلمانان وظیفه دارند، به صورت جد با آن مبارزه نمایند. طرح و اجرای چنین برنامهای کار دشواری است ولی اگر عزم ملی باشد و مسئولان دولتی و کارشناسان اقتصادی در حل این معضل تلاش و همکاری نمایند می توانند به تدریج بر این مشکل فائق آیند. به امید آن روز.
بانک ها و مسئله ربا
امروز وضع جهان به گونه ای است که بدون بانک کشور ها نمیتوانند اداره شوند، در اقتصاد کشور ها بانک به گونه ای نفوذ کرده که بدون آن کشوری را نمی توان اداره نمود. تجارتهای داخلی و خارجی توقف بر بانک دارد. بنا بر این نمی توانیم بانک نداشته باشیم. بعد از پیروزی انقلاب انتظار می رفت فقهای عظام و روشن ضمیر و محققان تحقیقات گسترده ای در مورد بانک بدون ربا انجام دهند و طرح منظم و خوبی ارائه دهند تا مسئولان بانک را بر طبق آن اداره کنند و سرمشقی برای کشورهای اسلامی دیگر باشد زیرا که آن ها نیز خواهان چنین مسائلی هستند، جا داشت که حوزههای علمیه و فقها این مسئولیت را انجام بدهند. ولی این مسئولیت آنگونه که انتظار میرفت انجام نشد. اوایل پیروزی انقلاب اسلامی تعدادی از فقهای شورای نگهبان احساس ضرورت نموده و طرحی را تهیه کردند که بانک ها از ربا بیرون بیاید، آنان نظر خود را بیان نموده و آن را خدمت امام راحل (قدس سره) نیز ارائه داشتند، سپس قانونی در مجلس به تصویب رسید و با موافقت شورای نگهبان به مسئولین بانک ها ابلاغ شد، اکنون بانک ها نیز بر طبق طر ح آنان اداره میشود. طرح به گونهای است که تا حدی مشکل ربا حل میشود، مشروط بر این که درست عمل بشود، زیرا طرح آنها به طور نسبی طرح خوبی است. در این طرح پولی را مردم به عنوان سپرده کوتاه مدت یا بلند مدت در بانک میگذارند و به بانک وکالت می دهند که با این پولی که ما می گذاریم کسبهای مشروعی را انجام بدهی و درآمد حلال به دست بیاوری،. و بخشی از درآمدش را به ما بدهی و بخش دیگرش را برای خودت بر داری.
بانک هم وکیل می شود که بر اساس عقود اسلامی مانند: جعاله، مضاربه، فروش اقساطی و غیره با آن پول ها تجارت و کسب و کار انجام دهد.
کاری که مسئولان بانک ها بر طبق این طرح انجام میدهند دو نوع است، یکی کارهایی است که خودشان مستقیما انجام میدهند یعنی با این سرمایه هایی که از مردم است تجارت می کنند. مثلا مواد اولیه می خرند و می فروشند، ماشین آلات سنگین را می خرند و اجاره می دهند به راهسازی، و امثال اینها، یا در راه کشاورزی و سدسازی و امثال این ها صرف می کنند. طبعا از این تجارت، مضاربه، اجاره و امثال اینها سودی به دست میآورند. این سودی که به دست میآورند یک مقدار از آن را می دهند به کسی که پول را داده، و یک مقدار هم برای خودشان بر می دارند. البته اینها سعی می کنند در معامله ای صرف کنند که سود آور باشد. و اگر احیانا ضرر کرد میگویند که خود دولت تضمین کرده که ضرر آنها را تامین کند. کار دیگر که بانک میتواند بکند این است که شرکتهای خصوصی و افرادی که احتیاج به پول دارند و میخواهند کسب و تولید کنند و سرمایه ندارند، بانک بعد از اینکه بررسی کرد که کار اینها قطعا سود میدهد، و ور شکستگی در آن نیست و ضرر ندارد. در این صورت پول را در اختیار او می گذارد، تا با آن پول تجارت و تولید کند و سودی به دست آورد، نه اینکه پول را به او می دهد و سودی را از او می گیرد. پولی را که میدهند به آن شرکت یا به آن فرد، برای این است که با آن کار کنند، اینها مامور و موظفند که این پول را در چنین مواردی و در کارهای تولیدی و درآمد زا مصرف کنند. یا مثلا در رابطه با خانه سازی، بانک خانه ارزان قیمت درست می کند و به مردم می فروشد و یک درآمدی پیدا می کند، درصدی را خودش برمی دارد و درصدی را هم به صاحبان پول می دهد. این برنامهای است که بانک دارد.
بنا بر این بانک وظیفه دارد اولا تحقیق کند این کسی که می خواهد پول بگیرد آیا واقعا می خواهد تجارت و تولید و کشاورزی کند یا نه، میخواهد برای عروسی فرزندش و دیگر امور زندگیش مصرف کند. فقط در جاهایی که کارهای تولیدی تجارتی و مشروع است، و درآمد دارد بانک وظیفه دارد بررسی و اقدام کند. اگر بانک احساس کرد فرد پول را برای جاهای دیگر می خواهد نباید پول را به او بدهد. این وظیفه بانک است. اگر این جوری عمل بشود کار جنبه شرعی پیدا می کند. و مشکل ندارد، هم برای صاحبان پول خوب است و هم کارهای تولیدی کشور راه می افتد، و برای کشور نیز مفید است. همه اینها مشروط به این است که این سه دسته به وظیفه خودشان عمل کنند یعنی هم کسانی که پول میگذارند در بانک هدفشان این باشد که به بانک پول می دهند و به مسئولین بانک وکالت مید هند که در راه کسب و کار مشروع صرف کند، مسئولیت بزرگ بانکها این است که پولی را که از مردم میگیرند به همین عنوان بگیرند، و چنین عمل بکنند، بی تفاوت نباشند. مسئله سوم کسانی اند که پول از بانک می گیرند. آن هم خیلی مهم است.
خیلی وقت ها افرادی احتیاج به پول پیدا می کنند. میخواهد عروسی کند پول ندارد می گوید: می رویم از بانک به عنوان تعمیر منزل، یک پولی می گیریم و آن پول را می بریم برای این کارها صرف می کنیم. این همان ربا و حرام است.
پولی را که شرکتها و افراد می گیرند، باید در خصوص همان راههایی که قانون پیش بینی کرده که کسبهای حلال باشد، صرف کنند. در راههای دیگر نمیتوانند صرف کنند. به صرف اینکه گفتند بانک ها اصلاح شد، بنابراین پولی که من می گیرم درست است، نه این درست نیست! اگر پولی را شما برای تجارت، یا برای خانه سازی و مانند آن می گیرید، واجب است بر طبق قانون عمل کنید و در همان راه مصرف کنید. اما اگر بی اعتنایی و بی توجهی بشود این از همان جاهایی است که حرام است.
مسئولین بانک هم باید توجه داشته باشند که پولی را که میدهند اولا این فرد برای یک راه مشروعی بخواهند و بعد از آن بر این کار نظارت کنند. بانک مسئولیت نظارت دارد، اگر بانک دید در راه غیر شرعی مصرف می کند، باید پول را از او بگیرد. به هر حال این نیاز دارد به همکاری و همفکری هر سه دسته با یکدیگر. اول پول دهندگان، دوم مسئولان، و سوم پول گیرندگان. اگر اینها بر طبق ضوابط بانک که نوشته شده و آقایان زحمت کشیده اند و درست کرده اند عمل کنند تا حدی مشکل ربا حل می شود.
گفتنی است که گرچه مسأله بانکداری و سودهای بانکی، در شرائط استثنایی زمان آغازین پیروزی انقلاب،به صورت مذکور توسط شورای نگهبان، تا حدی حل و فصل شد، ولی گویا در حد مطلوب شارع مقدس اسلام نباشد. انتظار میرفت که در فرصتهای بعد، با همکاری و همفکری فقهای عظام و کارشناسان اقتصادی و استمداد از همه صاحب نظران، و جدیت مسئولین مربوطه نظام،در حل این معضل طرح بهتر و جامعتری تهیه و به اجرا گذاشته میشد. به امید آن روز.